عكسهاي متحرك ماه مبارك رمضان,عكس هاي متحرك ماه مبارك رمضان,تصاوير متحرك ماه مبارك رمضان,ماه مبارك رمضان 92,ماه مبارك رمضان,pixday.ir,دنياي شكلك-شكلك زيبا-انيميشن- تصاوير متحرك ماه رمضان,عكس متحرك ماه مبارك رمضان Ramadan - دنياي تصاوير شباهنگ,تصاوير متحرك ماه رمضان - فتوبلاگ,عكس ماه رمضان +عكس هاي ماه مبارك ,عكسهاي متحرك زيبا به مناسبت ماه مبارك رمضان,عكس متحرك بمناسبت فرارسيدن ماه مبارك رمضان,عكس هاي متحرك با عنوان ماه رمضان ,تصاوير زيبا و ديدني ويژه ماه مبارك رمضان ,تصوير متحرك ماه رمضان - براي بيداري*أَللهُمَ نـَوِّر قـُلوُبَنــَا بالقـــُرآن*,تصاوير متحرك ماه رمضان - سري اول,صندوق خيريه حضرت اميرالمؤمنين (ع) - تصاوير متحرك ماه رمضان,صندوق خيريه حضرت اميرالمؤمنين (ع) - تصاوير متحرك ماه رمضان,تصاوير متحرك با مضمون ماه مبارك رمضان ,عكس متحرك بمناسبت فرارسيدن ماه مبارك رمضان - دنياي عكس متحرك ,تصاويرمتحرك ومتن متحرك بمناسبت ماه مبارك رمضان - دنياي عكس,عكس‌هاي ويژه ماه مبارك رمضان [آرشيو] ,گالري تصاوير - تصاوير متحرك ماه رمضان, عكس متحرك انيميشن بسيار زيبا به مناسبت ماه رمضان,دعاي ماه رمضان به صورت تصويري متحرك و بسيار زيبا ,تصاوير متحرك (رمضان) - تصاوير متحرك و خدمات وبلاگ نويسي,تصاوير متحرك و زيباي رمضانيه ( سري دوم ),  

 

• دعاي روز بيست و پنجم ماه مبارك رمضان •

أَللّـهُمَّ اجْعَلْنى فيهِ مُحِبّاً لاِوْلِيآئِكَ وَ مُـعـادِيـاً لاِعْـدآئِـكَ مُسْتَنّاً بِسُنَّةِ خاتَمِ أَنْبِيآئِكَ يـا عـاصِـمَ قُـلُوبِ النَّبِيّـينَ.
«خدايا امروز مرا دوستدار دوستانت، و دشمنى كننده با دشمنانت قرار بده، و مرا پيرو راه و روشِ آخرين پيامبرانت مقرّر فرما، اى نگهدارنده دلهاى پيامبران».

 

 

 

 

 

 

حديث روز : 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

امام صادق علیه السلام :

 

التَّقديرُ في لَيلَةِ تِسعَ عَشرَةَ و الإبرامُ في لَيلَةِ إحدى

و عِشرينَ و الإمضاءُ في لَيلَةِ ثلاثَ و عِشرينَ؛

 

مقدّرات در شب نوزدهم تعيين، در شب بيست و يكم تأييد ؛

و در شب بيست و سوم [ماه رمضان] امضا مى‏شود .

 

الكافى : ج 4 ، ص 159

 




 













 






 






سرانجام شمارش پول ها انجااااااااااااااااااااااام شد و ما تونستيم قبل از عيد كه بهترين فرصت ممكن بود ، عيدي فرشته هاي محك رو به دستشون برسونيم ...

ممنون از دانش آموزان گلي كه درست در همون هفته اي كه اعلام كرده بوديم ، قلك هاشون رو به دفتر مدرسه تحويل دادند ...

و شيريني اين بهار پيش رو رو با دوستان كوچولويي كه در بيمارستان محك هستند تقسيم كردند .

 

اين سبد پر شده از آبنبات چوبي رو در ايام فاطميه از سر يك سفره كه به نام حضرت رقيه متبرك بود به امانت گرفتم .

تو اون شب ها همه ما براي سلامتي شما فرشته هاي بيمار دست به آسمون بوديم ...

 

اين آبنبات هاي چوبي خندون كه لباس گل به تن كرده بودند و بهاري شده بودند هم قرار بود با ما به ديدار كودكان محك بيان و كامشون رو شيرين كنند .

ممنون از خانم سلماني و دختر گلش ، ممنون از خانم مقدس پور و ممنون از خااااااانواده مهربون خودم كه بينهايت در اين بخش كمكم كردند .

آماده كردن 200 تا گل ، قيچي كردن و بسته بنديشون خيلي زمان برد و از من به تنهايي بر نميومد ...

 

ما تو قلك ها تعدادي سكه خارجي و قديمي پيدا كرديم كه قبلا در گزارش جشن قلك شكان تصاويرش رو حتما ديديد .

يه آلبوم سكه تهيه كرديم و سكه ها رو داخلش قاب كرديم و اينجوري يه يادگار خوب از دختراي موتلفه در موسسه محك به يادگار گذاشتيم .

 

 

شايد باورتون نشه ... اين آلبوم از بابلسر برامون فرستاده شد .

من كه ميگم كل دنيا ناخواسته تو اين مسير سبز با ما همسفر شدند تا بهاري بشن .

 

چند نفر از همكارا نيت كرديم و اين انگشترا رو براي دخترا و تعدادي پازل براي پسرا هديه برديم .

اميدوارم كه همتون حاجت روا بشيد ... نذرتون قبول ... فقط حيف ... كه نذاشتن خودمون به دست بچه ها برسونيمشون .

 

بانك ملت تو شلوغي بي سابقه آخر سال قدم آخرو براي اين حركت خير برداشت .

ممنون از همكاريشون ... يك ساعتي شمارش پول ها و واريزشون به حساب محك طول كشيد .

 

سرانجام خانم سميعي ، خانم ابراهيمي و من ( محمدطاهري ) رسيديم به خانه اي از جنس مهر ...

 

ممنون از اينكه پذيراي حضور بي موقع ما شديد و حسابي با لبخنداتون بهمون انرژي داديد .

 

موسسه محك با دوربين ما قهر بود انگاري ... به خودشون هم گفتم كه چقدر دلم سوخت كه نتونستم هيچ لحظه اي رو براي شما به تصوير بكشم .

ممنون از خانم صادقي ، خانم اميدوار و بخش قلك كه حداقل اجازه ثبت اين سه تصوير رو بهمون دادند !

 

سند افتخاري كه دختراي گل مدرسمون باعثش شدن ...

بچه ها از همتون ممنونيم و دست بخشنده خانواده هاتون رو به گرمي ميفشاريم .

 

ما از محك دست خالي برنگشتيم ...

اينام هديه هايي كه موسسه محك براي مدرسه فرستادند .

 

مجله هاي محك ، پوسترهاشون ، رسيد و فاكتور هديه هاي ما ، كارت هاي قدرداني و اون گندم ...

 

كارت ها قسمت همكاراني شد كه در بخش شمردن پول ها از ابتدا ياريمون دادند .

 

اون يك دونه شكلات رو هم من از محك خريدم ...

هم براي يادگار ، هم به نيت حاجت روا شدن همه شمايي كه التماس دعا داشتيد .

 

متن قدرداني موسسه محك از همه شما

 

و اما ...

 

اينم هديه كودكان محك براي هفت سين ما ...

همكارامون قبول زحمت كردند و تصميم بر اين شد كه در سفر كربلايي كه در پيش دارند ؛

گندم ها رو به نيت سلامتي تك به تكشون در حــــــــــرم ارباب ... امام حسين (ع) بپاشند ...

 








سرانجام روزش رسيد و ما به قولي كه به شما و خودمون داده بوديم عمل كرديم . مي دونم كه قرارمون به آخر سال تحصيلي بود ، اما اگر يكم منطقي باشيم ، مي بينيم كه اين خير ما قبل از عيد لبخندهاي بيشتري رو روي لب هاي دوستاي كوچولو و بيمارمون مي نشوند تا بعدش . خواستيم بهارمون رو با هم سهيم بشيم و شاديمون رو از نو شدن و تازگي قسمت كنيم كه خدا رو شكر موفق هم شديم .

خيلي سريع اتفاق افتاد ، باورم نمي شد كه انقدر زود ، اونم در اين فرصت كم ، كارها درست بشه و همه چيز سر جاي خودش قرار بگيره . اما از اونجايي كه خدا رو داشتيم و خدا از دلمون باخبر بود ، معجزه مهمون ناخونده ي ثانيه هايي شد كه به سرعت باد در حال رسيدن به دقيقه ها بودن . فرشته ها باهامون همدست شدند و انگار جون تازه اي به تن خستمون از خونه تكوني هاي آخر اسفند دميده شد .

عصر سه شنبه بود ، بعد از رفتن بچه ها به خونه هاشون من موندم و كلي فكر كه نمي دونستم چجوري و از كجا بايد شروعشون كنم . خدا خير بده به خانم ابراهيمي كه ديرتر از هميشه مدرسه رو ترك كرد و كنارم موند تا با هم به اين افكار جامه عمل بپوشونيم . دست تنها بوديم كه سه تا از دختراي گلمون كه هنوز نيومده بودن دنبالشون هم به جمعمون اضافه شدن . ممنونم از شما فرشته هاي زميني ، از زهرا مهماندوست عزيز و فاطمه كريمي مهربون و مهشيد آذريون نازنين كه پا به پاي ما دو نفر چراغ هاي اين مسير رو روشن كردن .

ميزها رو چيديم توي حياط و بعد پارچه هاي ساتن رو روشون پهن كرديم ، قلك ها هم كه توي اتاق ملاقات جمع شده بودند ، خانم اسلاملوي نازنين هم به كمكمون اومد و از پنجره قلك ها رو مي فرستاد توي حياط و ما مي چيديمشون روي ميز . بالاخره تموم شد ، حالا وقت انتخاب نماينده بود ، قرار شد از هر كلاس يك نفر به عنوان ياور محك پشت ميزها بايسته و يك قلك به نمايندگي از همكلاسيهاش بشكونه . معاونا دست به قلم شدند ، خانم مهدوي ، خانم مقدس پور و خانم والي حضوري و خانم اميني و خانم جميلي تلفني بهم اسم دادن و نتيجه چيزي شد كه ميخونيد ( انتخاب بر اساس قرعه كشي صورت گرفت ) :

 

پيش دبستاني : ( كيانا جدي / گل نرگس ) ( عسل نجاتي / گل ياس ) ( فاطمه صعباتي / گل مريم )

پايه اول : ( ريحانه قره قزلو / بشارت ) ( زهرا جمشيدي ها / متانت ) ( نگين سيدشجاع / محبت ) ( سارا قبادي / رفاقت )

پايه دوم : ( زينب مومني ها / بصيرت ) ( ريحانه متيني / هدايت ) ( مهريا صادقي / صداقت )

پايه سوم : ( فاطمه اكبري / سعادت ) ( بهاره شاهرخي / درايت ) ( ستاره زادبوم / عبادت )

پايه چهارم : ( فاطمه سرلكي / معرفت ) ( سحر صفرزاده / رفعت ) ( آتنا محمدي / وحدت )

پايه پنجم : ( مطهره مرتضوي / ديانت ) ( زهرا مهماندوست / نجابت )

پايه ششم : ( فاطمه نادري : حكمت ) ( فاطمه كريمي / سخاوت ) ( ياسمن نوربخش / كرامت )

 

 

 

اين عكس رو عصر سه شنبه گرفتم . قبل از ترك مدرسه ... اسامي ياوران محك رو هم زدم روي شيشه ها .

 

قلك هاي سفالي رو به دختراي گلمون در پايه هاي دوم تا ششم داده بوديم .

و اون قلك هاي مقوايي كارتوني هم بين بچه هاي پيش دبستاني و كلاس اولي توزيع شده بود . 

 

 

اون سبد دست چپي هم طرح دوست و همكار همدلم خانم ابراهيمي بود ... براي جمع آوري پول ها !

 

اون كاج ها صبح روز بعد قراره روي قلك ها چيده بشه . الان يكمي زوده !

 

 

 

و اما صبح روز بعد ...

هواي تهران باد و بارون شد و رگبار گرفت . داشتم سكته ميكردم . نمي دونيد چطوري خودم رو رسوندم مدرسه . دلشوره دست از سر دلم برنمي داشت و من فقط مي دويدم سمت حياط دبستان ... خدا هوامون رو داشت ، مثل هر روز و هميشه ... جز خيس شدن جزئي قلك هاي سفالي و پخش شدن كاج ها كف حياط اتفاق خاصي نيفتاده بود .  خيلي زود بچه ها رسيدن مدرسه و ازشون كمك گرفتم كه كنار ميزها بايستند و مسئوليت چيدن قلك هايي كه تازه داشت به دستمون مي رسيد و تزئين دوباره ميز رو بر عهده بگيرند ... ممنونم از همشون ... خصوصا از نگار درباني كه بخاطر من ... من كه نه ، به خاطر فرشته هاي معصوم موسسه محك دقايقي زير رگبار موند تا روي قلك ها رو بپوشنه .

 

 

 

اي روزگار ... چقدر گفتم چادرهاي خوشگلتون رو بالا نذاريد ميخوايم عكس بگيريم ؟

شرمنده كه تصوير صورت مثل ماهتون رو نتونستم روي سايت بذارم ...

 

اين همون كاج هاست ... بچه ها ممنون كه زحمت چيدنش رو به دوش كشيديد .

 

 

 

قبل از شروع مراسم ، دختراي نازنينمون در پايه اول يه سرود خيلي قشنگ برامون خوندن . همه مثل هم هستيم ، ما انگشتاي دستيم ، ببين يكي يكيمون رو ، كنار هم نشستيم ... عالي بود ، عالي براي توصيفش خيلي كمه ... دست خانم والي درد نكنه . با هيچ زبوني نمي شه ازشون تشكر كرد . در اين مدت كم همزمان با 100 دانش آموز تمرين كردند و نتيجش رو هممون ديديدم ... دستتون درد نكنه ...

 

 

 

اين حصيرها رو خانم مقدس پور كف حياط پهن كردند .

طرح خوبي بود . اينجوري تميز كردن حياط براي مهماندارها خيلي راحت مي شد .

 

ياورا يكي يكي اومدند و دور سبدها حلقه زدند و تق !

 

خانم فصيحي ممنون از چكش ، خدايي خيلي به كارمون اومد ...

 

پاشو الان وقت شمردن نيست ... ياور بعدي منتظره ها ...

 

همش دلم شوره دستاي بچه ها رو ميزد ... دختركم چقدر بگم اونا تيزن بعدا جمعشون مي كنيم !

 

خدايي اين گوشت كوب قشنگترين بخش اين صحنه بودها . خانم سميعي ممنون از ايده قشنگت .

 

و ياوران همچنان مي شكنند .... و طاهري همچنان عكس ميگيرد !

 

و اينان همچنان بدون توجه به من ! به تكه هاي سفال دست مي زنند ... اي بابا

 

و او كيست ؟ كه از شمارش پول دست نمي كشد ؟ اسمشو بگيد جايزه داريدها

 

و اينان ... اينان يه طرف اون گوشت كوب يك طرف ... خدايي ببينيد چه قشنگه !

 

گروه بعدي ... واي چه همهمه اي بود ... ممنون از خانم مهدوي كه هواي نظم برنامه رو داشت .

 

دومين سبد هم پر شد ... دخترا آفرين گل كاشتيد ...

 

شما مي تونيد ... ادامه بديد ...

 

ممنون از دبيراي مهربوني كه اومدن كنارمون و بچه ها رو تشويق كردند .

 

اينم فرشته هاي كلاس اولي ... خدايا به دل پاكشون نگاه كن و به خيرمون بركت بده ...

 

مطمئنم بار اولت نبود ... چه حرفه اي شكستيش ...

 

و ريحانه و اون لبخند معروف و دوست داشتنيش ...

 

يك ... دو ... سه !

 

يعني گلوم درد گرفت از بس كه جيغ زدم اونجوري نه ، نگين جون خطر داره !

 

سرانجام انرژي اين سه تا دوست ، دوست داشتنيمون هم تخليه شد .

 

اينم عروسكاي نازنين پيش دبستاني ... اي جانم به اون خنده ها و دستاي كوچولو و بخشندتون ...

 

يادش بخير ... روز توزيع اين قلك ها يكيشون ازم پرسيد خاله اينا كمپوتن ؟

بعد يكي كه يادم نيست كي بود گفت آره ديگه كمپوت آدمن ... عكسشو ببين ...

 

همه بگن سيب ...

 

آفرين به اين يكدليتون ... سبد شماهام كه پر شد فرشته ها ...

 

و اما ... جشن تموم شد و همه رفتن سر كلاس ، اما كار ما تازه شروع شد .

ممنون از خانم مقدس پور ، خانم مهدوي ، خانم والي ، خانون باقري ، خانم سميعي ، خانم فصيحي ، خانم يزداني و خانم خاتوني

 

هوا سوز داشت ... دلم پيش خانم والي بود ... خدا كنه سرماخوردگيش بدتر نشده باشه ...

 

خدا خير بده خانم فصيحي و خانم خاتوني رو ... زحمت جمع كردن اين سفالا با اونها بود ...

 

ممنون از خانم يزداني و خانم باقري كه كلي كار داشتند ولي دست تنهامون نذاشتند .

 

عزيز دلم خانم مقدس پور مسدوم اصلي اين جشن بود ... صورتش كمي خراشيده شد ...

 

 

 

و دختراي موتلفه باز هم افتخار آفريدند ...

 

 

 

دفتر مديريت مهربونمون و پولايي كه حالا قراره دور هم بشينيم و بشماريمشون ...

 

اولش فكر ميكرديم شيرين ترين بخش داستانه ... اما ...

 

اين بخش پايين كه سخت ترين بخش ماجرا شد !

 

بعد از شمردن اسكناس ها و جمع كردن سكه ها اينجوري دستشون كرديم .

زحمتش با خانم بيات و خانم اسلاملو بود .

 

دستاي گرم مدير مهربونمون كه از اولين ثانيه كنارمون بود و حمايتمون كرد .

ممنون از اعتمادتون و فراهم كردن بستر اين حركت خداپسندانه

 

انگار كل دنيا بدون اينكه بدونن يا بخوان تو اين كار خير سهيم بودند

اين سكه ها مال دور تا دور دنيان ... از سنت و فرانك و ليره بگير تااااااااااااااااااااااااااااااا

 

 

 

جمع آوري پول هاي سري اول قلك ها تا ساعت 6 بعدازظهر ادامه داشت . خانم نورالسنا ، خانم بيات ، خانم طباطبايي ، خانم باقري ، خانم اسلاملو و من ( محمدطاهري ) آخرين نفراتي بوديم كه از پاي ميز بلند شديم . ناگفته نمونه كه هركس به سهم خودش درين كار خير شركت كرد و بخشي از بار كار رو به دوش كشيد . خدايي مرحله سختي بود اين تفكيك و شمارش پول ها ... ولي بهم نزديكترمون كرد و دور يك ميز نشستن دوستي هامون رو محكمتر كرد . خانم ها اميني ، مهدوي ، مقدس پور ، والي ، سميعي ، اسلاملو ، خرازي ، حسني ، نجفي ، رودكي ، يزداني ، معماريان ، عباس پور ، كاظمي ، مختاري و قرباني در اين بخش خيلي كمكمون كردند ... اميد اينكه به عدد اين سكه ها  زندگيشون معجزه بارون بشه ...

 

 

 

 



 

 

 

امام زمان عجل الله فرجه الشريف :

بهترين الگوي من ، دختر رسول خداست . 

 

 

 

آدرس : ميدان خراسان - خيابان شهید کاظمی - روبروی مسجد لرزاده - پلاك 13
تلفن : 33127969
آدرس رايانامه : dabestan_motalefeh mihanmail ir